«هو المحبوب»

سلام ببخشيد دير شد آخه شاخهامو نمی بينيد؟؟؟16.gif

توی اين چند روز انقدر چيزای عجيب و غريب  ديدم که باورش برای خودم سخته(غير ممکنه)  حالا می خوام عجيب ترينشون و براتون تعريف کنم.

اول هفته پيش يکی از دوستای صميمم من رو دعوت به نامزديش کرد و گفت بکسی نگو چون کسی رو جز تو دعوت نکردم  ما رو ميگی کلی خوشحال شدم و تیپ زدم و روز تولد امام رضا(پنجشنبه)  رفتم خونشون ديدم يکی ديگه از بچه های مدرسه هم هست من که شاخ داشتم در می اوردم گفتم اسکول تو اينجا چيکار می کنی گفت عروسی مامانمه 11.gif06.gif.... گفتم چی ؟؟؟ تولد مامانته گفت آره گفتم با کی گفت با مهران ديگه ... تا اين و گفت شاخم در اومد و تا ۱۰ دقيقه  گيج و ويج بودم بعد تازه فهميدم دوستم مامان دوستشو گرفته بود مامانش ۴۰ سالشه هنوزم گيجم. تا ديروز با هم دوست بودن حالا يکی بابای اون يکی شده18.gif.

هنوزم درکش برام نا ممکنه واقعا باور نکردنی تفاوت سن ۲۱ سال اونم خانم بزرگتر 09.gif.

کريسمسم به همه مسيحيان عزيز تبريک ميگم پاپا هر چی می خواين بهتون بده مخصوصا به همزاد جونم  ....!!!!

در ضمن من جمعه کنکور دارم نتيجش مهم نيست برام ولی دعا کنيد برام ...

موفق و شاد باشيد

تا بعد 23.gif

/ 56 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر مهربون

اين روزا ديگه ديدن چيزهای عجيب و غريب مد شده جل الخالق من البته نديدم ولی شنيدم که از اين اتفاقها ميافته اونهايی که برای من تعريف کردن راستش خانوم خيلی هم احساس خوشبختی ميکرد يه خانومی با يه آقايی ازدواج ميکنه که شهردار زابل بوده تا اينجاش هر کی بشنوه ميگه از تهران گذاشته رفته زابل؟؟؟ ولی حالا بقيه رو گوش کن. دور از اين خونه و خونه همه دوستان پدر خانوم فوت ميکنه دوستم تعريف ميکرد وقتی خانوم از هواپيما پياده شد آقا با يه دسته گل ايستاده بوده منتظر بعدش هم تموم پله های خونه رو با گل فرش کرده بود روی تختخواب هم پر از گل بود البته گل خالی نه يه عالمه هم سکه طلا. فکرش رو بکن .... چی بگم والله

دختر مهربون

اينها که گفتم همه اتفاقاتيه که ميافته ولی به نظر من يه همچين زندگی نميتونه سرشار از خوشبختی باشه درسته که سن و سال شرط نيست اما بهتره يه کم عاقبت انديش بود و تصميم رو با در نظر گرفتن منطق عقلی گرفت. ممکنه در يک نظر اين قضيه هيچ اشکالی نداشته باشه ولی در دراز مدت خيلی اختلافات پيش مياد آقا غرور داره و ميخواد حرف حرف خودش باشه خانوم اونو بچه فرض ميکنه و هيچ اعتنايی به فرمايشات آقا نميکنه. اختلاف سنی اون هم ۲۱ سال دور از عقله. رئيس من از خانومش ۴ سال کوچيکتره با اين حال بابت همون ۴ سال مثل سگ از خانومش ميترسه چه برسه به ۲۱ سال حالا اگه يکی دو سال اختلاف باشه يا همسن باشن مشکل کمتر پيش مياد. به هر حال اميدوارم که خوشبخت باشن و مشکلی پيش نياد

ساقي (عاشق دلتنگ)

سلام همسايه... ممنون که بهم سر زدی... خوشحال ميشم بازم اونطرفها ببينمت.

mahdi khatami

سلام دوست خوبم........... ديگه احوال ما رو نمی پرسی.......... تو اين دوره هيچ چيزی عجيب نيست تازه نمی خواد خيلی فکر کنی به فکر خودت باش که زنت از خودت بزرگتر نشه(خنده)......... موفق باشی

دل آشوب

سلام دوست خوبم. ممنون که به من سرميزنی و با پيامهایت مارو شرمنده میکنی. پای عشق که بیاد وسط دیگه هیچی جلودار آدم نیست. دل آشوب به رسم هر سه شنبه به روز شد. خوشحال میشم تا باز هم شمارو ببینم.

خیال

با اجازه منم شاخ در آوردم.ولی عشق اين چيزا حاليش نمی شه

Angel

Have a year white as milk soft as silk sweet as honey full of money سلام. خیلی عجیبه ولی خوب پیش می اد دیگه . واسه تو عجیب تر بوده چون از نزدیک می شناختیشون. حتما خانومه خوشگل بوده . یا پولدار بوده .یا واقعا پسره دوسش داشته. مرسی که سر زدی ولی من که بیمار نبودم نوشته بودی امیدواری که بیماریم زود رفع شه. به روزم . بيا پيشم

bita

wowwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwww

bita

انتظار!!! واژه غريبی است ... واژهاي كه روزها يا شايد هم ماههاست كه با آن خوگرفتم كه چه سخت است انتظار....... هرصبح طلوعي ديگراست برانتظارفرداهاي من !!!!! «««« خواهم ماند تنها در انتظار تو»»»» چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو، نمي دانم ؟؟؟!!! شايد كه روزي بخوانند بر تو، عشق مرا....... مي دانم روزي خواهي آمد مي دانم........ گريان نمي مانم، خندانم...... براي ورودت اي عشق........ وقتي به يادت مي افتم وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد....... و اشك شوق به گونه هايم روانه مي شوند ......... تنها مي گويم ، هميشه در قلب مني !!! مي دانم كه باز خواهي گشت ......مي دانم !!! به ياد لحظات خوش انتظار و تنهايي

الناز

سلام/دنیا پر از چیرای عجیب ولی این یکی .../بر کران بی کران به روز شد با حضورت خوشحالم کن/شـــــــــــاد باشی و پیــــــــــــروز/.